سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني
123
مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى )
چون مجموع اين امور آنها را حاصل گردد ، بىهيچ زيبى بر مدارج نيكبختى ارتقاء نموده ، غنا و ثروت و امنيّت و راحت و علّو شأن دنيوى را استحصال خواهند نمود و بهسعادت ابديّه فائز خواهند گشت و اگر پيشوايان آن قوم خود را عالم ناميده ، درواقع و نفسالامر ، از علم حصهاى و از افكار عاليه بهرهاى نداشته باشند و يا اخلاق و عادات خود را تهذيب و تعديل نكرده باشند ، البته پيروان ايشان به چاه ضلالت افتاده آن امّت را فقر و فاقه و شقاق و نفاق فراگرفته ، رفتهرفته اجزاى آن كه عبارت از آحاد امّت بوده باشد ، روى به تلاشى آورده و بالمرّه مضمحل و نابود خواهد گرديد . و چون تأثيرات پيشوايان در امم و عظمشأن علماى كاملين و مضّار و مفاسد ناقصين عالمنما ، روشن گرديد ، پس بايد دانست كه خسّت و شرف و قوّت و ضعف معلولات ، چه در عالم كبير و چه در عوالم صغيره و چه در افعال اختياريّه انسان برحسب علل آنهاست و در هيچ عالمى از عوالم ممكن نيست كه خسيسى علت شريف و يا خود ضعيفى علت قوى گردد . در اعمال انسانيّه هيچ عملى أشرف و أقوى از اعمال فكر در طُرق سعادت و استعمال نظر در دقائق علوم حقّه و معارف صدقه نمىباشد . و وجه اشرف بودنش به آنچه گفتيم ظاهر شد و اما أقوى بودنش از جميع اعمال بهجهت آن است كه دشوارى و ثقل هر صناعتى از صناعات و گرانى و تعب هر حرفهاى از حِرف ، بر عضوى مخصوص و جارحهء مخصوصه مىباشد و سائر اعضا و جوارح را در حين اشتغال بدان صناعت ، نوعى راحت و آرامى حاصل است . و بار و گرانى اعمال فكر در علوم بر مجموع عصبى و دماغ مىباشد و چون مجموع عصبى را كلال و ضعف پديد آيد ، جميع اعضاء و جوارح را ناتوانى و سستى و خستگى فرا خواهد گرفت و لهذا بايد كه علّت آن در نهايت شرف و قوّت بوده باشد ، تا آنكه او در عالم وجود درآيد و صورت هستى پذيرد . پس مجرّد احتياج طبقه ارباب صناعت فكريه ، در عالم تعاون و تو ازر به اعمال سائر طبقات انسان ، موجب و علّت صناعت آن طبقه نخواهد شد ، چنانچه نفس آن احتياج در ساير طبقات ، علّت و باعث اعمال و حرف مىشود به جهت آنكه :